از منی که شش خزان پيش تر از تو، بر غربت زندگی گريستم... به تويی که می شناسمت... ديريست از تو گفته ام...

از تويی که سراپا شوق شهود بودنی، از تويی که لبريز ظهور و چرايی حضوری، از تويی که روزهاست به وادی ياس و دل مردگی تبعيدی، از تويی که برای آمالت تابوت می تراشی... مگر چه می خواستی؟... غايت آرزوهايت هم آوای رود و هم حنجره سينه سرخ، به ابد نغمه خواندن بود... نگو نبود، نگو که نيست، نگو نخواهد بود...

لشگر «خواستن»، که پشت ديوارهای بلند استقلال خيمه زده، فراخوان و به جنگ زندگی فرمان ده، تا پيروزی «توانستن» به چشمان خويش نظاره کنی... از هيچ مترس... تويی که در بهاری ديگر، در ميانه تابستانی پرشکوه، طريق هستت را برخواهی گزيد و تويی که در گزينشی دشوارتر، در زمانی نه چندان دور، همسفر اين مسير را نيز خواهی يافت...

بارها گوشزد کردی، در طغيان و آرامش، دفتر خاطراتم ورق نزن، اما بدان، گاه که فرشتگان نگاهبانمان را بر پست خويش حاضر نمی بينم، از ترس شبيخون اهريمنان، ناچار به پر کردن اين جايگاه خالی ام... ادعای پری وشی و نيکو سرشتيم نيست... که ظرف اشتباهاتم، مدت هاست لب پر می زند، پس تجربه ناميدمش، باشد که برای تو پيش از ترحم آميز، قابل تامل جلوه گر شود...

هفده سال فرصت اندکی نبود، برای اين آشنايی ماندگار، که بودن اين روزها به جبر است و فرداها، که من و تو ديگری باشيم، به اختيار... 

از من... به تويی که می شناسمت... به تو ای لحظه سپيد صبح...       

/ 93 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

سلام دوست محترم وگرامی اين ميرزا آفتی برای من شده مثلا شبی که اينجا مياد تموم شهررو ميريزه سرم . تا چشم به هم بزارم اشکال ايجاد ميکنه . شما به بزرگواريتون ببخشين . وبعد ... ازاينکه هنوز فراموشم نکرديد سپاسگذارم . هجوووووووووم

احسان

ضمنا . متنی که من براتون آماده کرده بودم به نام خودش براتون فرستاد اين بد جنس !! بعد : *********************************** باران عزیز http://sepidebarani.blogfa.com با شعر بازگشت احسان مهدیان منتظر دیدار شما ودریافت نظرات ارزشمندتان است . با سپاس از مهربانی هایش !! ********************************** لطفا به اون وب سر بزنين . دعوتتون کرده هجوووووم

ققنوس

سلام خوبی ابجی ممنون که به داداش کوچيکت سر زدی بازم بيا خوشحال ميشم

نوشا

سلام, هر زمان که دلتان گرفت شاید تفالی بر حافظ علاجی بر غمتان باشد. وبلاگ "با سلام دوباره" محل مناسبی برای مدد از حافظ شیراز است. لطفا با نظراتتان مرا راهنمایی کنید.

بهرام ساسانی

ما انسانهای خرافی. که به خرافات علاقه داشته و میخواهیم خرافی باقی بمانیم. اما گاهی از دیگران خجالت میکشیم پس به خرافات نفرین میفرستیم حال که خودمان بخشی از آنیم. گاهی هم از خودمان خجالت میکشیم و به خودمان هم دروغ میگوییم. تناقض عجیبی است. شما چه فکر میکنید؟ منتظر نظرات شما هستم.

بهرام ساسانی

گمگشته جان لطفی کن و نام لينک وی دئه وو دات - پاد ديو قانون را به اوستا شناسی تغيير بده. از تو ممنونم.

npa

سلام.... حال خوشی ندارم ولی تا اوجا که بتونم خبرتون میکنم برای آپم . . . . . . آخرین مسیر . . . . . . آپم. . .. . . . آپم بیا . . .

بهرنگ (ايران)

درود بر شما بخاطر تاخیر مرا ببخشید نوشتار زیبای شما را خواندم بسیار زیبا و خواندنی بود منتظر حضور شما دوست خوبم در وبلاگ کوچک ما هستم پیروز باشید

مريم حقيقت

سلام امروز هفته ی آینده است!با چراغ،می آیی؟یا علی