زورق آرزوهايم که زمانی در ناديدنی ترين افق اقيانوس احساسم شناور بود حال در نزديکترين کرانه به روزهای امروزم چه رندانه پهلو گرفته... افسوس که مه آلود و طوفان زده است آسمان اين خليج!

گويی ستارگان اميدش سالهاست بر بال پرستوهای مهاجرخيانت پيشه ای که چشم بر وسعت تنهايی ام بستند، در اين سردترين فصل زندگی مرا ترک گفته اند ...  

باشد که دست بلند حضرت دوست، روزی ديگر را بر من رقم زده، خورشيد گرم يقين را بر گوشه ای از آسمان دلم نشانده، به اين همه گمگشتگی پايانی نيکو بخشد... آخر قلب مرا بيش از اين يارای انتظار نيست... فرياد فرو خورده ام را از لابلای همهمه مرغان دريايی می شنوی ......

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام ساسانی (میروش)

ادامه پاسخ من : البته اینجا یک سوال پیش می آید و آن اینکه آیا فقط اسلام مخلوطی از افکار عقلانی و ماورائی داشت؟ که به 98 درصد هوادار در ایران رسید؟ چرا مسیحیت نرسید؟ چرا مانویت نرسید؟ چرا بهاییت نرسید؟ دلیلی به جز شمشیر دارد؟ پس شما حقانیت اسلام را رد میکنید و میگویید هر دین دیگری هم میتواند با استفاده از راه اسلام، به مذهب 98 درصد ایرانیان تبدیل شود؟ فرمودید : "ظاهرا اديان ايران باستان تاکيد بسياری بر محوريت انديشه ،عقل و خرد داشته حال ظهور مکاتبی که تنيدگی با ماوراء دارند شايد تازگی به همراه داشته باشد". پاسخ من : نه خیر! شما احتمالا کتابهای نیچه را زیاد میخوانید. آنطورکه شما میگویید هم نبوده است. مردم ایران باستان هم غرق در ماوراءالطبیعه بودند. استاد بهرام مشیری میگوید ایرانیان مخترع ماوراءالطبیعه بودند. وقتی زرتشت ظهور میکند، اکثریت قریب به اتفاق ایرانیها شب و روز به دنبال خدایان و جادو جنبل و آنان بودند. چندین قرن پس از زرتشت نیز، افکار خردگرایانه او با ماوراءالطبیعه شدیدا مختلط شد. کتاب پیام زرتشت دکتر جعفری را بخوانید تا درک کنید که ایرانیان پیش از اسلام چه دیدی نسبت به ماوراءالطبیعه داشتند.

بهرام ساسانی (میروش)

ادامه پاسخ من : آنچیزی که شما از آن به ماوراءالطبیعه یاد میکنید (بهشت و دوزخ و شیطان و پل صراط و ...) را ایرانیها تدوین کرده و به یهودیان و سپس مسیحیان یاد دادند. نمازهای پنجگانه و وضو و خاتمیت ... را هم مانی ایرانی اختراع کرد و اسلام شما این اعتقادات را جمع آوری کرده در دیگ ریخته و فقط آنرا هم زد. کاری نداریم که حتی هم زدن را هم اعراب بلد نبودند و یک ایرانی به نام روزبه (سلمان فارسی) که خودش مانوی بود، آنرا انجام داد. فرمودید : "سخن آخر اينکه در جايی گفته بوديد برای بدست آوردن فرهنگ واحد ملی مشکل عزاداری شيعه است ، اين سخن مرا بياد بزرگوار ديگری انداخت که ادعا داشت بايد مراسم سيزده بدر را از تقويم ايرانی حذف کرد چون ريشه ای در مذهب اسلامی ندارد." پاسخ من : آن بزرگوار استاد مطهری نبود؟ عجب کسانی را بزرگوار میدانید. آقایان روحانیون 1400 سال است که مراسمهای ایرانی را از تقویم حذف کرده اند. مگر تاثیری داشته است؟ مگر چهارشنبه سوری در تقویم است؟ پس چرا در آنشب کلیه قوای انتظامی و نظامی و بسیجی و اطلاعاتی آماده باش هستند؟

بهرام ساسانی (میروش)

ادامه پاسخ من : برعکس دهه فجری که نه تنها در تقویم است، بلکه در بوق و کرنای صدا و سیما و روزنامه ها قرار میگرد مگر چه خبر میشود؟ یا تولد امام باقر یا امام سجاد یا شهادت امام حسن عسکری یا امام هادی که در تقویم است مگر چه نمودی در جامعه دارد؟ انفجار حرم دو امام در سامرا چه نمودی در جامعه ایران داشت؟ پس نتیجه میگیریم که بوق و کرنا و نوشتن یا ننوشتن در تقویم تفاوتی به حال ملت ندارد. ما در 4 قرن اول هجوم اعراب پیش از اینکه خیام تقویم جدید بسازد، حتا تقویم نداشتیم اما نوروز و سده و مهرگان را میگرفتیم. تقویم خورشیدی با ماههای باستانی در سال 1304 رسمی شد. پیش از آن تقویم قمری با ماههای عربی رسمی بود اما نوروز سر جای خود برگزار میشد. غزالی بزرگترین روحانی ایرانی اسلام 1000 سال پیش گفت نوروز و سده باید طرد شوند و کسی از آنان نام نبرد. مطهری 1000 سال بعد این گفته را در خصوص سیزده بدر و چهارشنبه سوری تکرار کرد. اما با اینکه همین آخوندها 27 سال است در راس قدرت هستند، چه اتفاقی افتاد؟ پس آنها تا توانستند کردند ولی موفق نشدند ایرانیت را حذف کنند

بهرام ساسانی (میروش)

فرمودید : "دلایل شما مبنی بر ارتباط تنگاتنگ یک باور و یک سنت چیست؟ آیا سنتها قادر به ادامه حیات با باورهای گوناگون نیستند". پاسخ من : من مقاله آخر را اتفاقا برای همین نوشتم که بگویم میتوان باور به اعتقاداتی متنوع بود اما فرهنگی واحد داشت. گفتم که پرستش الله یا یهوه یا پدر آسمانی یا اهورامزدا منافاتی با برگزاری آداب و رسوب و سنن ایرانی ندارد. گفتم که لازم نیست زرتشتی باشیم. میتوانیم مسلمان یا مسیحی یا یهودی یا کافر یا لائیک باشیم اما شدیدا ایرانی باشیم. فرمودید : "در زمینه محرم می توان ادعا داشت محرم برای شیعه تنها یک واقعه ای که روزی در صحرایی بوقوع پیوست نیست که نمادی است بر آزادی خواهی و ظلم ستیزی و عدم تحمل ذلت، حال اگر بنا به کژ اندیشی برخی و مصلحت طلبی آن دیگری تعریفی قصه پردازانه ارائه می گردد و تحریفاتی چون خود زنی برای کفاره گناهان از مسیحیت به مراسم بفرموده شما کارناوال رسوخ کرده افکار خرافه و بی پایه ای چون یک قطره اشک ریختن و مطهر شدن از تمامی گناهان کرده و ناکرده بدان رسوخ می یابد نمی توان آن را در تضاد با فرهنگ نوروز دانست، من در کربلا جز زیبایی نمی بینم پس چرا بر آن بگریم، گريستنی ما هستيم."

بهرام ساسانی (میروش)

پاسخ من : دید شما بسیار زیبا و جالب است. من از اینکه ببینم هموطن من نگرشش از واقعه کربلا را عوض کرده است را بتواند جشن و آیینهای ایرانی را بگزار کند، نه تنها ناراحت نیستم بلکه شدیدا خوشحالم. اما اولا علما و روحانیون و مو سفید کرده های شیعه با شما موافق نیستند و ثانیا این آنها نیستند که تحریف میکنند و خرافه های بی پایه را ترویج میدهند و کژاندیشی میکنند. بلکه برعکس این شما هستید که دارید بدعت می آورید و آیین را تحریف میکنید. امام صادق میفرماید : شیعه ما نیست کسی که محرم و صفر را به عزاداری و سیاهپوشی حسین نگذراند. گویند امام صادق خود مجالس عزا برپا میکرد و خود ساعتها در غم کربلا میگریست. کتب معتبر مذهب تشیع پر است از روایاتی معتبر از بزرگان عالم تشیع مبنی بر لزوم عزاداری در غم شهدای کربلا و سایر امامان.

بهرام ساسانی (میروش)

ادامه پاسخ من : آنوقت شمایی که مطمئنم هرگز حتی جلد کتاب بحارالنوار یا کتاب حلیه المتقین مجلسی و یا سفیه الابحار و مدینه الآثار و و احکام شیخ عباس قمی و یا کتاب اصول کافی کلینی و یا وسائل شیعه و ... را ندیدید، نظر میدهید که فاجعه کربلا یک حادثه عبرت آموز است و درسی است از آزادگی و ظلم ستیزی و کارناوال عزاداری و گریه و زاری و ... کژاندیشی و تحریف است؟ چندین قرن است که بزرگان عالم تشیع یک صدا قمه زنی را تایید کردند و حتی در چند سال اخیر که کمی آبرو ریزی شده است و چند مرجع آنرا رد کردند هم هنوز اکثریت در بین علما این عمل را محکوم نکردند. سینه زنی و زنجیر زنی را هم هیچکس محکوم نکرده است. آنوقت شما یا من به خود حق میدهیم که بگوییم این همه مو سفید کرده تشیع را نمیفهمند و ما میفهمیم؟ هیچ اشکالی ندارد. شما قرائت خود را داشته باش. اما این شما هستی که تحریف میکنی و کژاندیشی و نه باقی. در بین سالهای 1346 تا 1351 علمای قم رسما نوروز را حرام اعلام کردند. در سال 1342 به دلیل تقارن شهادت امام صادق، تمام علمای قم سر در خانه خود پارچه زدند، امسال شیعیان عید ندارند.

بهرام ساسانی (میروش)

مطهری در آن سالها خود را پای منبر پاره پاره کرد و هرچه از دهنش درآمد به برگزار کنندگان سیزده بدر و چهارشنبه سوری گفت اما هیچ اتفاقی نیافتاد. پس از انقلاب هم شاهدیم که مذهبیون و حاکمان هیچ توجهی به آیینهای ملی ندارند و البته وقتی شکست میخورند تحریف میکنند و میگویند دین هیچ تضادی با جشنهای ملی ندارد!!!!! معلوم نیست چطور در این 1000 سال تضاد داشت و یهو تضادش از بین رفت؟ میخواهم مقاله ای بنویسم در خصوص این تاکتیک جالب آخوندها و مذهبیون شیعه. آنها میجنگند. شکست میخورند و سپس تحریف میکنند و شکست را پیروزی نشان میدهند. هرچه از دهنشان در می آید به چهارشنبه سوری میگویند. به نوروز میگویند بعد وقتی شکست میخورند و کسی به حرفشان گوش نمیدهد میگویند که چهارشنبه سوری متعلق به مختار و هواداران حسین است و نوروز مقارن با آغاز خلافت علی است و امام فلان؟ آنرا تایید کرده است!!! سیزده بدر میکنند روز طبیعت و چهارشنبه سوری را به گذاشتن عکس امام حسین میگیرند. عجب رویی دارند اینها. سنگ پای قزوین پیششان مرمر است. بدرود

رهگذر

عجب

استاد

امیدوارم که سال جدید را با دلی خوش آغاز نمائید و موفقیت های بیشماری در انتظار شما باشد. شاد باشید.

جهانگرد

گمگشته عزيز...ايران را حقيقت جويانی چون تو خواهند شناخت...بهت افتخار ميکنم و از تو می آموزم.