به خانه ای که در گذر زمان متروک گشت ...

من تو را بياد سپرده ام، با تک تک زاويه هايت آشنايم، به هر آجرت يادگاری به خاطر نگارده ام، خاطراتی از مردمانی که تنها اندکی پيشتر در ميانه ات می زيسته اند... هرم نفس های گرمشان را در فضای امنت بياد می آوری...

تو ای يادآور روزهای نيلی کودکی ام، ای خاطره مبهم لحظه های با هم بودن و داشتن آنانی که در ديروزهايم گمشده اند، بر دستان آلوده و هزار رنگی که بی مهابا تو را با همه زيبايی هايت می بلعند چه می کنی ... می دانم سرانجام زير بار سنگين بولدزرها و جرثقيل ها له شده از پا در ميايی... از تو انتظاری بيش از حافظ حريمی مقدس بودن نبود ... و تو در تمام اين سالها، چه نيکو بدين انتظار پاسخ دادی ...

پس از اين، حريم هر حرمتی شدی بياد داشته باش روزگاری مأمن ارواح پاکی بودی که تنها جسم انسانی را يدک کشيده، به درون فرشته خو بودند... ای پناهگاه پرستوهای در راه مانده، مرغان بال و پر شکسته و آشيان سوخته  ... نگاهم را از ياد مبر ... بدرود!  

/ 41 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر تنها

از پایین صفحه بخوانید و بیایید بالا.... در خصوص ثنویت. البته اشتباه شما در این است که شما آیین ساسانی را با آیین زرتشتی اشتباه گرفتید. در اواخر دوران ساسانی آیینی ایجاد شده بود که البته بخش بزرگی از آن زرتشتی بود. اما اندیشه های زروانی و فلسفه مغان و اندیشه های مانی در آن قاطی شده بود. بله در این اندیشه نوعی ثنویت بود. بدین شکل که گفته میشد هرچیزی که خوب است آفریده اهوراست و هرچیزی که بد است آفریده اهریمن است. و اهریمن آفریده اهورا نیست. اما با اینحال اینها یکتاپرست بودند. چون اهورا را میپرستیدند. توجه کنید که در اسلام و در مسیحیت هم شیطان وجود دارد و اگرچه خودش آفریده الله است اما آفریده دارد. شیطان آفریننده همه بدیها هست. این شیطان است که گناه را می آفریند. انسان را گول میزند. دروغ و فریب را شیطان آفریده است. اگر شیطان نبود انسان به زشتی نمیرفت. پس ثنویت به نوعی در اسلام و مسیحیت هم هست.

پسر تنها

.....ما افتخار میکنیم که خدای ما اهورا مزدا آفریننده زشتی ها و پلیدی ها نیست. برعکس خدای شما که خودش ابلیس را آفرید و خودش به او قدرت داد و حتی وقتی او را طرد کرد قدرتش را نگرفت. چه خدای نامردی. حالا به خاطر کار خودش میخواهد بنده ها را مجازات کند. درحالیکه در آیین ما خدا اهریمن را نیافرید. دیوها را نیاورید. توجه کنید که در گاتها (سروده های زرتشت) خبری از اهریمن نیست و در واقع اهریمن بیش از اینکه یک موجود فیزیکی حقیقی باشد. یک موجود مجازی و خیالی است. یعنی اهریمن نفس بدی است. در گاتها فقط صحبت از انگره مینو است. انگره مینو چیزی نیست جز اندیشه بد. جز بد اندیشی که در ذهن انسان است. در آیین ما خدا فقط زیبایی و خوبی می آفریند. باقی چیزها عدمی است. خدا نور را آفرید. تاریکی از خدا نیست. تاریکی عدم نور است. خدا گرما را آفرید. سرما از خدا نیست. سرما عدم گرما است. خدا راستی را آفرید. کژی از خدا نیست کژی عدم راستی است.

پسر تنها

خدا قانونی به نام اشا را آفرید. خلاف از خدا نیست. خلاف عدم اشا است. خدا حقیقت را آفرید. دروغ از خدا نیست. دروغ عدم حقیقت است. پس اینجا معمای ثنویت شما حل میشود. بله خدای ما آفریننده همه چیز نیست. آفریننده خوبی هاست. در مورد آتش پرستی نیز همچنانکه گفتید در عربی میگویند نور پرست اما در فارسی به اشتباه آتش پرست ترجمه شده است. ما آتش پرست نیستیم. ما نور پرست هستیم. ما خدا را نور میدانیم. به همین جهت به سوی نور نماز میخوانیم. اتفاقا اولویت قبله ما نور خورشید و ماه است و سپس آتش. بنابراین گفتن آتش پرست به ما اشتباه است. البته جالب است که در قرآن شما آمده الله نور السماوات و الارض. خدا نور آسمان و زمین است. که البته این را از ما برداشته اید. مسیحی نیز میگوید خداوند نور است. او هم از ما برداشته است. منتهی ما آتش را به دلیل داشتن نور و گرما دوست داریم.

پسر تنها

برای ما مهم نور و گرما است. نه آتش. چون انسان از آتش خلق شده است دیوها و اهریمنها از آتش فراریند. متاسفانه شما آتش را در دوزخ قرار دادید. درحالیکه در آیین ما بهشت گرم و نورانی و همراه آتش است و دوزخ سرد و تاریک است. دورخ آتش ندارد. شما جنس شیطان را از آتش قرار دادید. درحالیکه در آیین ما اهریمن از جنس تاریکی و سرما است. به همین جهت ما ایرانیها بهار را دوست داریم. گرما را دوست داریم. خورشید را و آتش را هنوز دوست داریم. بین آیین ما و شما شباهتها و تفاوتهایی است. ما به تفاوتها افتخار میکنیم و آن را سبب مباهات میدانیم و در مورد شباهتها هم میگوییم که شما آن را از ما وام گرفته اید. پیامبران شما خودشان هیچ نداشتند. بلکه ادعا میکنید که خدا به آنها علم داد و چشم انها را بینا کرد. درحالیکه پیامبر ما پیام آور است. خودش به اینجا رسیده. باسواد است نه بی سواد. با عرفان درونی به خدا رسیده نه با وحی. وحی که هنر نیست. هنر طی کردن هفت مرحله عرفان و رسیدن به خدا است. معجزه که هنر نیست. هنر قدرت انسانی است. پیامبر ما هرگز شمشیر به دست نگرفت. شمشیرش زبانش بود.

پسر تنها

اگرچه امروز طرفدارانش از هواداران اسلام و مسیحیت و یهودیت کمترند اما همه میدانند که قسمتهای خوب این سه دین همه از دین زرتشت وام گرفته شدند. و نکته دیگر اینکه زرتشت دشمن ندارد. هرگز مشاهده نشده که کسی به او توهین کند. چون اندیشه او به کسی بدی نکرده است. درحالیکه محمد و عیسی دشمن داشتند و دارند و خواهند داشت. موسی هم که اصلا وجود نداشته است. پیامبر ما کسی است که فیلسوفان گذشته (افلاتون) و فیلسوفان عصر جدید (نیچه) برای اینکه به خود اعتبار بدهد میگفتند ما شاگرد زرتشت هستیم. او آنقدر بزرگ بود که هرکس میخواست حرفی بزند که به دل بنشیند اول حرفش مینوشت چنین گفت زرتشت... درحالیکه پیامبران دیگر یا مثل عیسی به معجزه می نازیدند و نه به خود کلام و یا مثل محمد به شمشیر مینازیدند. محمد تا قبل از اینکه شمشیر به دست بگیرد بیش از ۲۰۰ یار نداشت. که انها هم یک مشت برده آزاد شده به دست ابوبکر بودند. یعنی قرآن هیچ هواداری نیافت.

پسر تنها

پیامبر ما ۳۷۰۰ سال پیش گفت ائوو پنتاویو اشاهه، ویسپه انیائشام اپنتام. یعنی راه در جهان یکی است و آن راه راستی است. باقی راهها بیراهی است. او فرمود : اشم وهو وهیشتم استی. اوشتا استی. اوشتا اهمایی. هیت اشایی و وهیشتایی اشم. یعنی راستی،‌ بهترین نیکی است. خوشبختی است. خوشبختی از آن کسی است که پیرو اشا باشد و به بهترین نحو آن را دنبال کند. در پناه یزدان

فرشيد

سلام/خيلی سپاسگزارم از حضورتون در وبلاگ دلکده ما من و تنها بهونه زندگيم رو بی نهايت خوشحال کرديد/مطلبتون زيبا بود/ما بازم اپ هستيم خوشحال ميشيم بازم بيايد پيشمون/شاد باشيد/ياور هميشه مومن(فرشيد)/خدانگهدار

sina

با سلام دوست گرامی گمگشته عزیز آیا نظرات احمد آقای گل پاسخی نداشت؟ یعنی فرمایشات ایشان را میپذیرید؟

sina

با تشکر از شيرينی گفتار و قلم روانتان دربیان احساس ونيز استدلالهای ساده و منطقيتان موفق باشید.

خانم نویسنده

دوست عزيز موفق باشی و به وبلاگ منم سر بزن و نظرتو حتما حتما بگو .