روزی روزگاری در ابديتی بس بی بديل تر از اين جهان، هستی بود بی نيستي، اولی بود بی آخر، وجودی بود بی زوال... اما تنها!

پس صفت خالق بر اوصاف بی وصف خويش بيافزوده، افلاکيانی چون فرشتگان بيافريد که بی وقفه در اغنای هويت مغرورانه اش به آنچه ستايشش ناميد پرداخته، باشد که او را از غربت بی منتهای خويش خلاصی بخشند... اما نشد آنچه بايد... پس دل خسته و نا اميد از عابدين جبری خويش به خشم آمده، بر آن شد تمامی ملکوت را در هم کوبيده، طرحی نو دراندازد... اما چون برخواست و اندکی حجم بی وسعت خويش از گستره آفرينش کنار زد، سايه خويش بر فرشتگان ديد... پس پايکوبان از اين بزرگترين مکاشفه، از به عدم راندن افلاکيان چشم پوشيده، محبوبترين فرشته خويش جبرائيل را فرمان داد، سايه ها را با گلی خشک در هم آميزد... پس انسان بيافريد و در او روح خود دميد...

و حال اين منم...  سايه مطرود تو... تو که حضورم را در حضورت برنتافتی و به زمينم راندی... و من مغرور و خشمناکم... چون تو... و تو هنوز هم تنهايی... چون من... و تو تا ابد الاباد تنهايی و من به قدر محکوميت زندگی... پس تا روزی که به تو پيوند خورم بدرود!

/ 39 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

سلام تبريک به خاطر تغيير وبلاگت متن قشنگی نوشتی وا ز فلک بوده ايم يار ملک بودهايم زين دو چرا نگذريم منزل ما کبرياست

ترنم

اصلاح ميکنم ما ز فلک.......

روايت دلتنگی

وای ...... چقدر زيبا شدی! گمگشته عزیزم، دلم خيلی برات تنگ شده... من به روزم و منتظر شما

silvercross

۱. انسان جائز الخطاست موفقها هم اشتباه میکنند ۲.حقیقت پیروزی و شکست را پیران با تجربه و کودکان درک می کنند ۳.درون و کنار هر شکستی پیروزی وجود دارد ۴.چون شکست بی معنی است اگر در بینهایت هم ضرب شود باز هم بی معنی است ۵. قدرت بی منتها برای موفقیت در هرموجودی به ودیعه گذاشته شده است ۶. بر چسب خوب و بد به کارهای زندگی زدن منطقی نیست و آرامش در رسیدن به موفقیت الزامی است ۷.بر چسب زدن به انسانها منطقی نیست ۸.اشتباهات و ناگواری ها می تواند مرا به خدا نزدیک تر کند ۹. کامیابی و آرامش واقعی درونم متجلی است ۱۰.در ملکوت الهی شکست وجود ندارد

نسيم

سلام دوست من دلم برات تنگ شده.... به "پر پرواز" پربزن.

حميد( در کوچه باغهای بيابان )

اين روزها که می‌رسند٬ مثل مرغ پرکنده پرپر می‌زنی تا بگذرند. تاب حتی «شنيدن» آنچه بر سر صاحب اين نام آورده‌اند را هم نداری. گويی خدا دوايی برای اين درد نيافريده. در کوچه و خيابان هر جا زمين خوردن بانويی را ديده‌ای٬ زانوانت چنان سست شده که خواستی همانجا بنشينی و بمانی و بميری! هميشه مسيرت را چنان انتخاب می‌کنی که در راه٬ از هيچ کوچه تنگی عبور نکنی. هوای اين روزها را که تنفس می‌کنی٬ لحظه به لحظه عبورش را درون سينه‌ات حس می‌کنی٬ از بس که سنگين است...

مرد بدبخت

خواهر عزيزم سلام. هر از گاهی وبلاگ زيبايت را می خوانم. ولی تابه حال برايت کامنتی نگذاشته بودم. نثری قوی داری و دلی پاک . . . حضرت زهرا پشت و پناهت باشد. مه زياران

متهم در جايگاه

سلام گمگشته ی نازنين ! ببخش که دير خبرت کردم ... باور کن سرم شلوغه من آپ کردم بيا پيشم که حسابی منتظرتم !!! يا علی

متهم در جايگاه

در ضمن بين دوستان اينترنتی تو اولين نفری هستی که هميشه برای آپم خبرش می کنم !! علی يارت

حنيف

۱)از اينکه به هم سر ميزنی ممنون ۲)از اينکه من روقابل دونستی ممنون ۳)حنيفی که من انتخاب کردم نامی گروهی است از طرفداران ابراهيم در زمان پيامبر که صداقتشان در ايمان مورد تائيد قرآن نيز بوده است چون اين کلمه در زبان عربی کاربرد کمی دارد ولی در قرآن بارها به آن اشاره شده است ۴)ضمنا من مکان بحث شما را پيدا نکردم خوشحال ميشوم در بحث شرکت کنم و نظر بدم منتظر راهنمائی شما هستم