حلقه

 

بياد می آورم که روزگاری پيشتر برادری می گفت، من مسلمان زاده ای هستم که عشق را در آغوش مسيح يافتم و من نيز گويم من مسلمان زاده ای هستم که اول بار عشق را در يکتايی يافتم که به گلی خشک انسان می آفريد، بعد ها که ندانم چندمين مرتبه در آفرينش بود، معماری ديدم ابراهيم نام که به عشق بنای کعبه گذارده، دردانه فرزند به قربانگاه می برد، بعدها نوحی ديدم که کشتی اميد می ساخت تا بر طوفان خشم الهی تداوم آفرينش را شاهد باشد. بعدتر موسايی ديدم که به يک عصا نيل از ميان گشود و سپس عیسايی ديدم که به دمی عشق آلود ايلعاذر مرده را زنده گردانيد و جذاميان شفا بخشيده بر صليب جهل مردمان ميخکوب گشت و من محمدی ديدم امين که به سنت عشق بر عرب وحشی باديه اصول آدميت آموخت! به راستی ميان اين همه عشق ناب، کداميک را می توان بر ديگری ارجح دانسته يا تفاوت گذارد!!!!    

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤ - گمگشته